تبليغاتX
مشق شب - شوز دل

مشق شب - شوز دل

در اسمان بی کسی پرنده پر نمیزند - به کلبه حقیر من کسی که سر نمیزند
 
 
به جاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن. به جاي سيله اشکي که فردا برمزارم ميريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي اون متن هاي تسليت که فردا برام مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو
 
دستانم گرمي دستانت را مي خواهد پس دستانم را به تو ميدهم

 

قلبم تپش قلبت را مي خواهد پس قلبم را به تو ميدهم

 

چشمانم نگاه زيبايت را مي خواهد پس نگاهم از آن توست

 

عشقم تمامي لحظات تو را مي خواهند وبراي با تو بودن دلتنگي ميکنند

 

دل من همانند آسمان ابري از دوري تو ابري است

 

درخشش چشمانم همانند خورشيد درخشان انتظار چشمانت را مي کشند

 

پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد.

 

عاشـــــــقـــــــــانـــــــه دوســــــتت خواهــــــــــم داشـــــــــــت.
نوشته شده توسط یونس  |  در یکشنبه هفدهم آبان 1388 | 

 

با خود گفتم: كدامين زانوان است كه مي تواند مأمن سر بي پناهي

  من باشد؟ ندا آمد: پدر 

امسال که مثل هر  سال نمی توانم رو به رویت بنشینم .به چه امبد بمانم . حال که تو مهمان فرشتگانی من مهمان که باشم .امسال اولین سال را بی تو سپری میکنم .امید که آخرین سال باشد و سال آینده من هم پیش تو سر بر زانویت گریه کنم.

روز پدر بر همه (مخصوصا بی پدران) مبارکباد . امید که سایه پدرانتان همیشه بر باشد چون که بزرگی نعمت است.

 

نوشته شده توسط یونس  |  در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 | 

لحظه تحویل سال 1388 هجری شمسی

ساعت 15 و 13 دقیقه و 29ثانیه روز جمعه 30اسفند 1387 هجری شمسی مطابق با 22 ربیع الاول 1430 هجری قمری- 20 مارس 2009 میلادی

فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایراني و یگانه یادگار جمشید جم بر همه دوستان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد.

یادمان باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداريم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادمان باشد که دیگران را دوست بداريم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که ما میخواهم باشند
یادمان باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگريم که اگر من باخویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادمان باشد که خودم با خودم مهربان باشم ،چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد.
به هر حال عمری با حسرت و اندوه زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران قسمت کنیم
دوستان خوب و عزيزم:

برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر، خوب يا بد‍ گذشت، روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

" آرزوي خورشيد کافي براي تو مي‌کنم که افکارت را روشن نگاه دارد بدون توجه به اينکه روز چقدر تيره است .
آرزوي باران کافي براي تو مي‌کنم که زيبايي بيشتري به روز آفتابيت بدهد .
آرزوي شادي کافي براي تو مي‌کنم که روحت را زنده و ابدي نگاه دارد .
دوستان عزيزم

 تنها يک دقيقه طول مي‌کشد که دوستي را پيدا کنيد٬يکساعت طول مي‌کشد تا از او قدرداني کنيد اما يک عمر طول مي‌کشد تا او را فراموش کنيد

نوروز یک هزاروسیصدوهشتادوهشت بر شما مبارك باد

يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر اليل و النهار
يا محوا الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن حال

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم ، فال نيكو ، مال وافر ، حال خوش
اصل ثابت ، نسل باقي ، تخت عالي ، بخت دوام

تا سالي دیگر ایزد منان نگهدارتان

نوشته شده توسط یونس  |  در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 | 

انگار همين ديروز بود … آن صندلي هاي كوچك آهني كه توي راهرو بزرگ دانشكده مي چيدند… آن پنجره هاي بلندي كه روبروي حياط دانشكده باز مي شد…و دلشوره امتحان ها كه بچه هارا هفته ها مشغول خود مي كرد. پشت به پشت هم ، روبروي بچه ها، روي آن صندلي هاي آهني مي نشستيم و مي نوشتيم . سطر به سطر ، سوال به سوال ، گزينه به گزينه! ميزهاي كوچك صندلي هاي آهني پر بود از يادداشتهاي بچه هاي سال بالايي و تقلب هايي كه در آخرين لحظه روي ميز نوشته بودند… مي نشستيم، مضطرب و دل نگران ، كه اين يكي را چگونه خواهيم داد…

چه زيركانه و آرام مي خندیدم  به دروغ هايي كه بچه ها به خصوص دخترها  درباره درس خواندنشان مي گفتند و بلند بلند براي اينكه پسرهابشنوند كنار صندلي ها داد مي زدند. کاش همه دوباره تکرار میشدند . دیگر میرسد به پایان ان روزها . لحظه هايي كه نمي خواستيم هيچوقت تركشان كنيم…  بوي خوب عيد… بوي تازه جواني … بوي بهار عشق كه پشت هر كلاس آن دانشكده رخت مي انداخت… ان خنده های پشت در کلاس 317 که انگار غنچه های نوشکفته همگی میخواستن یه چیزی به هم بگن.

هميشه بين من و تو چند صندلي فاصله بود . شكوفه ها زودتر از ما به استقبال بهار رفته بودند و ما هنوز در انتظار آخرين روز، تا به استقبال عيد برويم… من گرفته بودم مثل ابرهاي تيره زمستان … تو روشن بودي مثل سپيده دم بهاران! من ساكت بودم مثل يخ هاي سرد كف كوچه…تو خندان بودي مثل پرتو روشن نوري كه نيزه بر قلب يخبندان مي زد…

اگرچه اون روزها دیگه برنمیگردن و درست سال بعد همه ما همدیگه رو فراموش کردیم و دیگه از هم خبری نداریم ولی خاطرات همیشه واسه من زنده میمونند . همیشه به یاد دوستان خوبی هستم که هیچ وقت ازم ازرده نشدند . ناراحت شدند ولی نفرینم نکردند. گذشت و ما تا 3 ماه دیگه در کنار هم هستیم . و این شیرینیها و تلخیها همه میروند.

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،
شاخه‌های شسته، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگ‌های سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه‌ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می‌رسد اينک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نيمه‌باز
خوش به حال دختر ميخک، که می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دريغ از تو، اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من، اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما، اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه‌ی غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

شعر از مشیری.

هنوز هم مست بوي بارانم…
هنوز هم مشتاق روي سبزه زارانم…
هنوز هم زنده با شادي بهارانم.

پیشاپیش بهار همه خجسته .

نوشته شده توسط یونس  |  در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 | 

بی تو هفته های من بوی تنهایی میدن ،

 نمیدونم که یهو چرا اینجوری میشن ،

بی تو هفته های من پر غصه و

غمند ،

پر غصه و غمن بی تو هفته های من ،

هفته ها میگذره اما گل من نیومده ،

 دارم از غصه میپوسم چقدر

 این روزها بده

،پرم از تنهایی پرم از غصه و غم ،

بی خیال اصلا تو نمیفهمی چی میگم،

 مرگ هر لحظه برام قامتم مات شده،

دل پر طاقت من دیگه بی تاب شده ،

 بغض تنهایی من بی تو داره وا میشه ،

انگاری که روحم از تن تو جدا میشه ،

وقتی نیستی دنیا مثل زندونه برام ،

بی تو چیزی جز غم که نمیمونه   برام ،

خونه زندونه برام ناجی آزادی ،

این همه زندونو تو به قلبم دادی ،

هفته ها میگذره اما گل من نیومده 

دارم از غصه میپوسم چقدر این روزها بده ،

پرم از تنهایی پرم از غصه و غم فبی خیال اصلا تو نمیفهمی چی میگم .

پرم از تنهایی پرم از غصه و غم بیخیال اصلا تو نمیفهمی چی میگم.                    

نوشته شده توسط یونس  |  در سه شنبه بیستم اسفند 1387 | 
چی بگم از کجا بگم ، دردمو با کیا بگم ، بهتره که دم نزنم حرفی از

عشقم نزنم ،از عشقی که گم شد و رفت ،عاشق من گم شد و رفت

،عشقی که بی فروغ نبود برای من دروغ نبود ،بغض نشسته تو گلوم

وقتی نشستی رو به روم ،من از خودم چرا بگم ،باید از اون چشا بگ

م ،خیره تو چشم مست تو دست میدم به دست تو دل از زمونه میکنم

حرف دلم رو میزنم ،چه حالتی داره چشات نرگس بیماره چشات

،چشم تو خوابم میکنه مست و خرابم میکنه ،وقتی نشستی رو به من از


عاشقی بگو به من ،خیره تو چشم مست تو ،دست میدم به دست تو ،دل

از زمونه میکنم حرف دلم رو میزنم ،چه حالتی داره چشات نرگس

بیماره چشات چشم تو خوابم میکنه مست و خرابم میکنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چه حالتی داره چشات ....

نوشته شده توسط یونس  |  در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 | 

حقیقت

                      روزی دروغ به حقیقت گفت:میل داری با هم شنا کنیم؟

           حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول او را خورد.آن دو با هم به کنار ساحل رفتند.

حقیقت لباسش را درآورد، دروغ حیله گر فورا" لباسهای او را پوشید.از آن روز به

 بعد همیشه حقیقت

                    عریان و زشت است و  دروغ در لباس حقیقت زیبا و فریبنده.

واقعا"حقیقت چیست؟!!!

نوشته شده توسط یونس  |  در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 | 

به چه عشقی تن خسته ام دیگه امشب بره خونه


خونه ای که هر یه گوشه اش  داره از تو یه نشونه


توی خونه  ای که تو نیستی مگه می شه من بمونم


یادته اروم نداشتم خودم و تو  نرسونم


به چه عشقی شب  ها مهتاب بزاره  سر به بیابون


اگه بشنوه بدونه قصه این  دل داغون


به چه عشقی روز ها بارون بزنه سر به خیابون


اگه بشنوه بدونه قصه این دل داغون


هنوز عکسات رو دیواره


همه جا بوی تو داره


 تو که نیستی  ولی یادت  از درو دیوار می باره


به چه عشقی بگو امشب وا کنم دری که  بسته


وقتی پشت در یه عالم گرد خاطره نشسته
نوشته شده توسط یونس  |  در سه شنبه ششم اسفند 1387 | 
ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي .... ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بعضيا از چشمت جاري ميشه

نوشته شده توسط یونس  |  در جمعه دوم اسفند 1387 | 
فردا بی تو ، دیروز بی تو ، هر روز بی تو ، اما با یاد تو ، چه زیباست با یاد چیزی خود را گول زدن .

نوشته شده توسط یونس  |  در پنجشنبه یکم اسفند 1387 | 

pctfx3.3

Sunset Template

مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا مركز طراحي و توسعه وب مركز طراحي قالبهاي حرفه اي وب سايت گروه طراحي چندرسانه اي Multimedia CD Catalogues وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی