من دیوونه رو باش که نفهمیدم تو بی رحمی
تمام مشکلم اینه که تو حرفامو نمیفهمی
منو باش که نفهمیدم تو بی ذوقی و احساسی
دروغ بود اینکه میگفتی تو هم محو گل یاسی
من دیوونه رو باش که شکستم با شکست تو
تو چه مردابی افتادم یه عمره با دو دست تو
من دیوونه رو باش که واسه تو گریه میکردم
تورو باش که نفهمیدی تو شعرم گم شده دردم
من دیوونه رو باش که به پای چشم تو سوختم
ولی بعد یه کم بازی تو با من بد شدی کم کم
من دیوونه رو باش که واسه عهدت قسم خوردم
باهات موندم ٰباهات ساختمٰ واست سوختم ٰواست مردم
من دیوونه رو باش که به اخمای تو خندیدم
همش یه گل تو باغچم بود اونم اخر واست چیدم
من دیوونه رو باش که به خوبیم عادتت دادم
شکستی قلبمو اما ندیدی رنگ فریادم
من دیوونه رو باش که واست روزامو سوزوندم
خوشی رو تو خودم کشتم ٰولی با چشم تو موندم
من دیوونه رو باش که کشیدم ناز چشماتو
چه قدر تلخه بدون تو ٰچقدر سخته برام با تو
من دیوونه رو باش که خیال کردم تو مجنونی
تو حتی اسم مجنونم نه اوردی ٰنه میدونی
من دیوونه رو باش که قد دنیا دوستت دارم
نه اما من دوست داشتم حالا که از تو بیزارم
من دیوونه رو باش که واست خوندم چقدر ساده
تو حرف عاشقونم رو شنیدی حاضر اماده
من دیوونه رو باش که نشستم منتظر ٰرسوا
زدی تو زیر قولاتو ٰگذاشتی باز منو تنها
منو باش که نفهمیدم منو دیگه نمیخواستی
چه قدر دیونه ای راستی ٰچقدر دیوونه ام راستی
من باش که با یه اهنگ میخواستم مهربونتر شم
زدی تیر و توی ذوقم نذاشتی حوصله بازم
من دیوونه رو باش که تورو عاشق حساب کردم
چه قدر دیوونه تر چون باز ٰتورو اینجا خطاب کردم
من دیوونه رو باش که درسته خیلی دیوونم
جهنم می رم اما نه ٰ کنار تو نمی مونم
اینم یه نامه ی ابری به امضای یه دیوونه
فقط بیچاره اون کس که یه عمر با تو میمونه